X
تبلیغات
عشــــــق عاشــــــــق

عشــــــق عاشــــــــق

عاشقـــــــــــــونه

عزیــــــــــــزم تولــــــــــــــدت مبـــــــــــــارک..

 
تولد تو، تولد همه خوبیهاست
تولد تو، آغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد گذشت
تولد مهربانی
تولد فداکاری
تولد همه پاکیها
تولد احساس
تولد دوست داشتن
تولد خوشبختی
تولد امید
تولد ارامش
تولد یک فرشته
تولد یک زیبایی
تولد بهار
تولد زلالی دریا
تولد عشق
تولد یک انسان به تمام معنا واقعی
تولد تمام روزهای قشنگ زندگی
تمام واژه ها برای توصیف خوبی های تو حقیرند
و هنوز جمله ای که بشه تو رو باهاش وصف کرد متولد نشده
ستــــــــــــــــــــــاره جون تولدت مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــرک.
تصاوير زيباسازی وبلاگ ،
 عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             
www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             
www.bahar-20.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 17:20  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

عشق چیست؟؟؟

عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 16:21  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

لـــــــــــــحظه

لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 17:49  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

سلـــــــــــــــامی گرم به عـــــــــــــاشقــــای مهــــــربون

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟
لبریز می غمها، شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟
یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو! افسانه چه میدانی؟
من مست میِ عشقم، بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد! میخانه چه میدانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده..! بت خانه چه میدانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود، یکی باشد، بیگانه..! چه میدانی؟
دستار، گروگان ده، در پای بتی، جان ده
اما تو ز جان، غافل..! جانانه چه میدانی؟
ضایع چه کنی شب را؟ لب، ذاکر و دل، غافل
تو، ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 18:23  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

پای دنیای تو موندم مثه عاشقای عالم

خیلی سخته كه بغض داشته باشي اما نخواي كسي بفهمه

خيلي سخته كه عزيز ترين كست ازت بخواد فراموشش كني

خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري

خيلي سخته كه روز تولدت همه بهت تبريك بگن

 به جز اوني كه فكر مي كني بخاطرش زنده اي

خيلي سخته كه غرورت رو بخاطر يه نفر بشكني بعد بفهمي دوست نداره

خيلي سخته كه همه چيزت رو بخاطر يه نفر از دست بدي بعد بگه نمي خوامت

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 13:53  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

حس و حال عــاشقــی...

چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داده زل بزني وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي،حس کني هنوزم دوسش داري. چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديدش هيچ چيزي به جز سلام نتوني بگي..... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه، اما مجبور باشي بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 15:7  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

حس عشـــــــــــق

تا حالا این حس رو تجربه کردی...

 

دیدی که چه حس قشنگیه...

 

تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی...

 

تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم...

 

تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی...

 

تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت

 

به خاطر وجود کسی گریه کردي...

 

تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی...

 

تا حالا شده خوشبختی کسی رو بخوای بدون این که خودت جایی تو این

خوشبختی داشته باشی و شاید خوشبختی اون در گرو نابودی تو باشه ....

 

آره!! ؟؟؟

 

به این میگن عشق...!!!

 حس قشنگیه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:38  توسط دوســــــــــــــــــت  | 

عاشقـــــــــــی

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند
فرشته پری به شاعر داد و شاعر،شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت.

 

فرشته شعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت:دیگر تمام شد...
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود،زمین برایش کوچک است.
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد،آسمان برایش کوچک.

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 16:21  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

تنها راه رسیدن...

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟
.
..
...
*بقیشو تو ادامه مطلب بخونین*



بعضی وقتا تنها راهی که می مونه همینه,امیدوارم از حرفام ناراحت نشین.اگه نظری راجع به وبلاگم دارین بگین..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 17:25  توسط نـــــــازی جـــــــون  | 

الفبـــــــــــــای زندگــــــــــی...


A – Accept  پذیرا باشید:

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکلئ باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید

                                      B - Break away خودتان را جدا سازید:

             خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید

C - Creatخلق کنید : 

خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:18  توسط نـــــــازی جـــــــون  |