عشــــــق عاشــــــــق
عاشقـــــــــــــونه 
قاشق چنگال

 

می دونی چرا وقتی تو چشمای یکی نگاه می کنی بیشتر دوستش داری؟؟؟

 

 

**************

 

   چون خودت رو تو چشمای اون می بینی!

 

 

[ سه شنبه نهم دی 1393 ] [ 11:31 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست


بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

[ جمعه پنجم دی 1393 ] [ 16:47 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]



A – Accept  پذیرا باشید:

 

دیگران را همانگونه که هستندبپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکلئ باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها رادرک کنید

                                      B - Break away خودتان را جدا سازید:

             خود را از تمام چیزهاییکه مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید

C - Creatخلق کنید : 

خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ] [ 6:18 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

نترس
از اينكه عاشق شوي
با دل و جان
عشق خشنود كننده ترين
و زيبا ترين احساس دنياست
نترس از دل آزرده شدن
يا اينكه طرف مقابل
به تو عشق نورزد
در هر كاري
خطري هست
و هيچ كاري
پاداشي هم چون پاداش عشق
در بر نخواهد داشت
پس خود را به عشق بسپار
صادقانه و با تمام وجود
و شاد باش
كه انچه پيش مي ايد
شايد تنها سر چشمه ي حقيقي شادي باشد!!!

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 22:34 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ای تقدیر من!

آتشی افتاده امشب در دل دلگیر من

گرم می ریزد به رویم اشک بی تاثیر من
ای دل آزاده! ای زنجیره ی سودای عشق!
شعله بودم آب گشتم تا شدی درگیر من
عشق می جوشد به رگهای تنم با سرکشی
آب می سازد دل ِ سرحلقۀ زنجیر من
هرقدر آتش به کف داری بزن بر سینه ام
ای محبت! ای رسول عشق! ای تقدیر من!
شکوه بیجا میکند طبع سخن ناسنج دل
تا ابد باید بسوزد قامت تصویر من...

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ 1:57 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]
سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند
 
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ 1:31 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟
لبریز می غمها، شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟
یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو! افسانه چه میدانی؟
من مست میِ عشقم، بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد! میخانه چه میدانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده..! بت خانه چه میدانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود، یکی باشد، بیگانه..! چه میدانی؟
دستار، گروگان ده، در پای بتی، جان ده
اما تو ز جان، غافل..! جانانه چه میدانی؟
ضایع چه کنی شب را؟ لب، ذاکر و دل، غافل
تو، ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 18:23 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

خیلی سخته كه بغض داشته باشي اما نخواي كسي بفهمه

خيلي سخته كه عزيز ترين كست ازت بخواد فراموشش كني

خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري

خيلي سخته كه روز تولدت همه بهت تبريك بگن

 به جز اوني كه فكر مي كني بخاطرش زنده اي

خيلي سخته كه غرورت رو بخاطر يه نفر بشكني بعد بفهمي دوست نداره

خيلي سخته كه همه چيزت رو بخاطر يه نفر از دست بدي بعد بگه نمي خوامت

[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 13:53 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داده زل بزني وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي،حس کني هنوزم دوسش داري. چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديدش هيچ چيزي به جز سلام نتوني بگي..... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه، اما مجبور باشي بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري


[ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ] [ 15:7 ] [ نـــــــازی جـــــــون ] [ ]

تا حالا این حس رو تجربه کردی...

 

دیدی که چه حس قشنگیه...

 

تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی...

 

تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم...

 

تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی...

 

تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت

 

به خاطر وجود کسی گریه کردي...

 

تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی...

 

تا حالا شده خوشبختی کسی رو بخوای بدون این که خودت جایی تو این

خوشبختی داشته باشی و شاید خوشبختی اون در گرو نابودی تو باشه ....

 

آره!! ؟؟؟

 

به این میگن عشق...!!!

 حس قشنگیه

 

[ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 2:38 ] [ دوســــــــــــــــــت ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

در دوست داشتن عاشق به معشوق نگاه میکنه اما در عشــــق عاشـــــق به جایی که معشوق نگاه میکنه خیره میشه...

❤****❤****❤****❤****❤

همیشه دلتنگ اونی هستیم که نیست حوصله کسی رو نداریم که هست ... به خاطر همینه هرگز خوشحال نیستیم...

ღ*****ღ*****ღ*****ღ*****ღ

ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﻦ ﺗﻮ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩﻡ،ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ،
ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ

☋****☋****☋****☋****☋

نه اسمش عشق است،نه علاقه،نه حتی عادت.
حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست

❤****❤****❤****❤****❤

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب